------------------------------------------------------------------

مثل یه بچه که بغض کرده و دلش چیزیُ میخواد که می تونن بهش بدنُ ازش دریغ میکنن زل زدم به خدا ...


-----------------------------------------------------------------

حس میکنم همه چی داره خیلی سریع اتفاق میوفته ...


من فقط می ترسم

----------------------------------------------------------------

از جمله اتفاقايي كه تو خوابگاه ميوفته صدايِ جيغ ِ !

به غير از دانشجوها چند تا گربه هم تو خوابگاه زندگي مي كنن كه خيلي راحــــــــــــــــــــت طبقاتُ بالا پايين ميرن. حالا مسئله اينجاست كه گربه ها مشكل نيستن ... مشكل يه سري از همجنس هاي خودمن كه تا گربه مي بينن يك جيغ از نوع بنفش غليظ به باد ميدن كه خوابگاه رو مي لرزونه! يعني با هر باري كه اين موجوداتُ ببينن... يكي نيست بهشون بگه خب با اين جيغايي كه شما ميزني اگه گودزيلا هم بود تا الان كمِ‌ كم يه سكته ناقص زده بود :|

مغزم ســــــــــــــــــــوت ...، سوت ميكشه ...